مرد باید
وقتی مخاطبش عصبانیه , ناراحته , میخواد داد بزنه
وایسه روبروش بگه
تو چشام نیگا کن , بهت میگم تو چشام نیگا کن
حالا داد بزن , بگو از چی ناراحتی
بعد مخاطب داد بزنه , گله کنه , فریاد بکشه , گریه کنه
حتی با مشتای زنونه ش بکوبه تو بغله مرد
آخرش خسته میشه میزنه زیر گریه
همونجا باید بغلش کنه
نذاره تنها باشه
حرف نزنه ها , توضیح نده ها
کل کل نکنه ها , توجیه نکنه ها
فقط نذاره احساس کنه تنهاست
مرد باید گاهی وقتا مردونگیشو با سکوت ثابت کنه
با بغلش !!!
Taken with instagram
این روزای من
دیروز که مثلا شبش شب آرزوها بود اول صبش با پکیدن باتری ماشین شرو شد،
به ترکیدن لاستیک ماشین با ۱۲۰تا سرعت تو اتوبان قم ادامه پیدا کرد و تا ۴صب رسیدن خونه ادامه پیداکرد
این اتفاقات گل و بلبل به تصادف الان خودم با موتور و قلم شدن پای راستم و رد شدن چن تا تصادف دیگه درراه رسیدن خونه ختم شده ظاهرا،
خب خدارو شکرانگار کار ما با این دنیاداره تموم میشه
خیلیا نشستن زمین خوردن منو ببینن
چراشو نمیدونم اما من تمام نیتم گرفتن حتی دست دشمنم بوده
این روزا بقیه آرزو بازی و شب آرزو و دعا و روزه و نامزد بازیو بله برون و خلاصه عشق وحالن
منم اینطوری
دیروز جالبیش اینجا بود وقتی لاستیک پکید هیچ اتفاقی نیوفتاد
کی ماشینو نگه داشت ؟! خدا
نمیدونم والا اما روزای سختی ه
و من حسابی خسته
شاید نق بزنم اما وانمیدم
تا زنــده ای در برابر کسی که
به خودت علاقه مندش کردی مسئولی !!!
Taken with instagram
Set Fire To The Rain
I let it fall, my heart,
And as it fell you rose to claim it
It was dark and I was over
Until you kissed my lips and you saved me
My hands, they’re strong
But my knees were far too weak,
To stand in your arms
Without falling to your feet
But there’s a side to you
That I never knew, never knew.
All the things you’d say
They were never true, never true,
And the games you play
You would always win, always win.
But I set fire to the rain,
Watched it pour as I touched your face,
Well, it burned while I cried
‘Cause I heard it screaming out your name, your name!
When I lay with you
I could stay there
Close my eyes
Feel you here forever
You and me together
Nothing is better
‘Cause there’s a side to you
That I never knew, never knew,
All the things you’d say,
They were never true, never true,
And the games you play
You would always win, always win.
But I set fire to the rain,
Watched it pour as I touched your face,
Well, it burned while I cried
‘Cause I heard it screaming out your name, your name!
I set fire to the rain
And I threw us into the flames
Where it felt something die
‘Cause I knew that that was the last time, the last time!
Sometimes I wake up by the door,
That heart you caught must be waiting for you
Even now when we’re already over
I can’t help myself from looking for you.
I set fire to the rain,
Watched it pour as I touched your face,
Well, it burned while I cried
‘Cause I heard it screaming out your name, your name
I set fire to the rain,
And I threw us into the flames
Where it felt something die
‘Cause I knew that that was the last time, the last time, ohhhh!
Oh noooo
Let it burn, oh
Let it burn
Let it burn
Taken with instagram
گاهی یاد کن مرا …
من همانم که اگر ساعتی بی خبر بودی ازم ، آسمان را به زمین می دوختی !
Taken with instagram
Taken with instagram
Taken with instagram
Taken with instagram
اگر درستکار و صادقید، آدمها شما را فریب خواهند داد: با این وجود امین و صادق بمانید
اگر مهربان هستید، آدمها شما را به خودخواهی و غرض ورزی متهم می کنند: با این وجود مهربان باشید
اگر کامیابید، دوستانی بی وفا و دشمنانی واقعی خواهید یافت: با این وجود موفق باشید
اگر به شادی و آرامی برسید، دیگران حسادت می کنند: با این وجود شاد باشید
آنچه شما سالهایتان را برای بنایش صرف کرده اید، آدمها یک شبه نابودش می کنند با این حال بنا کنید.
نیکی های امروزتان را به فردا فراموش می کنند، حتی اگر بهترین خود را ایثار کنید باز می گویند کافی نیست: با این وجود بهترین خود را ایثار کنید
در سنجش نهایی، قضاوت های ایشان نیست که شما را می سنجد.
تنها خداست که شما را داوری می کند.
Taken with instagram
Taken with instagram








